خرید بک لینک
این روزها دست پدر هم نان ندارداین بغض های خوردنی پایان ندارد دستش نلرزيد ودلش هر لحظه لرزیدحالا بگو بابای من ، ایمان ندارد! مادر تمام لحظه هایم خیس و تر شدبی گریه هایت لحظه ای امکان ندارد کمتر بزن بر گونه هایت جان مادراین گونه ها سرخ است اما جان ندارد عمری به گوش باورم هی قصه خواندیاین دردهای بی پدر درمان ندارد ؟! مادر بزرگ خوب من همیشه می گفت:بیچاره که مادر ، بلاگردان ندارد! باید بپوسد لا به لای آرزوهاشنیلوفری که ارزش گلدان ندارد بغ کرده ام قدر تمام آسمان هاابری که حتا جرات باران ندارد پاینده باشید. کسری پیرو _ پاییز95 نوشته شده در جمعه دهم دی ۱۳۹۵ساعت 3:24 توسط کسری پیرو| |

برچسب: کرده,قدر,تمام,آسمان, نویسنده: پارسا جلالی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 8:59

«دیوارهای خسته ی زندان،تصویر رو به راه من این است!»ازبغضهای خورده سرودن ،شاید که اشتباه من این استعمری چنین سیاه شده باشی لبریز اشک و آه شده باشییوسف ترین به چاه شده باشی، گفتند که گناه من این استبا زخم های خورده پریدم ، از حرف های خورده شکستماز عاشقی که ننگ چشیدم، این پیرهن! گواه من این استتب کرده اند قفل و قفس هام ،تلخ اند لحظه لحظه نفس هامهان ای خدای عشق و هوس هام، آینده ی تباه من این است!؟شب گریه های خلوت زندان پس لرزه های غربت انسانتا لحظه های پوچی ایمان ، تقدیر روسیاه من این است!بگذار سیر سیر بگریم با بغض هفت, تیر بگریماز غصه ناگزیر بگریم تنهاترین پناه من این استباید که عاشقانه بمیرم

برچسب: گریه,های,خلوت,زندان, نویسنده: پارسا جلالی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 8:59

صفحه بندی